ممنونم اجازه دادی باتو زندگی کنم...

 

بپوش دامن پرچین که دخترانه تراست

برقص چون غزل اینبار عاشقانه تراست

به صورت تو نمی آید اینکه اخم کنی

بخند بانوجان،خنده شاعرانه تراست

جهان بی تو فقط یک چهاردیواریست

بمان که این درودیوار باتو خانه تراست

نترس! موی خودت را به دست من بسپار

که پنجه های من از هرچه شانه ، شانه تراست

چقدرماه شدی ! آسمان به سر کردی

نه ! شال آبی ات انگار بی کرانه تراست

کنارمن بنشین شعرعاشقانه بخوان

بخوان ! صدای غزل باتو جاودانه تراست

 

/ 71 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مبارکی

سلام با افتخار دعوتید به خوانش غزلم نظر بذارید خوشحال می شم

ساجده جبارپور

کی ؟ کدوم کیک ؟ چی ؟ چه جوری ؟ یک شیشمشو شما خوردی ؟ کی گفته ؟!!!!

hadis

[عینک]عالي

مهدی آخرتی

این وبلاگ زود به زود به روز می شود «تنهاترم کرد هرچه به دست آوردم . . . » به روزم با شعر و صدای خودم دعوتید دوست من

بهرام خزائی

سلام دوست من وقت بخیر دعوتی به دوفنجان باران و شعر من لینکت کردم خوشحال میشم بیشتر باهم آشنا بشیم لینکمو بزن بهرام خزائی [گل][گل]

رسا پورباقی

عرض سلام و تسلیت لینک کردمت برادر. در کلبه ی تازه ساخت ما اگه از نظرات شمابهرمند شویم، چه شود... پ ن: مدت ها است ابتدای پست رو نمی تونم بخونم. منظور از"ممونم"، "ممنونم" هست؟

سفیر

.سلام یه سری بهم بزنید.محتاج نقدم غریب ترین مادر -فاطمه.منتظرم.یاعلی...

مهدی آخرتی

چه کسی می خواهد من و تو . . به روزم دعوتی رفیق این وب هفته ای چند بار به روز می شود

ابراری

چه آرامشی در تمام غزلت موج می زند یاد این بیت حافظ : در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست